عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

436

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

يعنى : بسا رامشگرى كه آواز و ترانه‌خوانى او در حياط يا ايوان خانه از قهقههء قمرى دلنشين‌تر است ، آوا كه بر مىكشد در من چنان اثر مىكند كه ثروت و بىنيازى در شخص گرفتار سختى و تنگدستى اثر كند . قوّاد القرية - حمار الحوائج . قواطع الطّير . جاحظ گويد كه ابو زيد انصارى گفته : هر گاه زمستان آيد پرندگان و كلاغان راهها مىبرند و از سرزمين خود به سوى ما آيند اينها قواطع هستند . و چون تابستان شود بر مىگردند اينها رواجع هستند پرندگانى كه زمستان و تابستان در ديار ما مىمانند أوابد هستند . قوّة الزّبّا . زبّاء نام زنى است از عماليق ، و مادرش از روم . وى بر جزيره دست يافت و كارش بالا گرفت او با سپاهى كه داشت مىجنگيد ، و همو است كه با مردم دو دژ استوار مارد و أبلق جنگ كرد امّا آن دو او را در تنگنا گذاشتند . پس گفت : « تمرّد مارد و عزّ الأبلق » يعنى ؛ مارد سركشى كرد و أبلق چيره گشت و ارجمند شد . اين دو سخن حكم مثل يافت . و همو بود كه به ناگاه به جذيمهء ابرش حمله كرد و انتقام قصير را از وى گرفت و او را كشت و آن داستان سخت معروف است . قوّة النّمل . به نيروى مورچه مثل زنند ، زيرا كه گاه مورچه‌اى هستهء خرمايى را كه چندين برابر خود وى سنگينى دارد بر مىدارد و گويند مردى اميرى را دعا كرد و گفت : خداوند تو را جرأت پشه ، و قوّت مورچه ، و حيلهء زنان دهد . امير از اين سخن وى در خشم شد ؛ مرد گفت : يا امير مهلتم دهيد تا توضيح دهم . از جرأت پشه همين بس كه در بينى پادشاهى [ چون نمرود ] رود و از توانايى مورچه همان بس كه بارى به چندين برابر سنگينى خود بردارد - كه حتى فيل نيز چنين نتواند كرد - و حيله زنان بدان‌جا رسد كه هوش و خرد مردان نرسد . قوس حاجب . مقصود از حاجب ، پسر زرارهء تميمى است . او در خشكسالى كه هنگام